شراب هم به مستی ام حسادت میکند،

آنگاه که خمار یک لحظه دیدن تو میشوم.

*

*

*
باور کن خیلی حرف است، وفادار دستهایی باشی که

حتی یکبار هم لمسشان نکرده ای.

*

*

*
شبها خوابم نمیبرد از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبم.

بی انصاف محکم زدی جایش مانده است.

*

*

*
گاهی وقتها دلم سنگینی نگاهت را میخواهد

که زل بزنی بهم و من به روی خودم نیاورم.



تاريخ : دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ | ٦:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : لاله | نظرات ()

پرسید به خاطر کی زنده هستی؟

 با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"

 بهش گفتم به خاطر هیچ کس.

پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟

 با اینکه میخواستم فریاد بزنم "دلم "

با یک بغض غمگین گفتم "به خاطر هیچ."

ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟

در حالیکه اشک تو چشمانش جمع شده بود,

گفت" به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است."



تاريخ : دوشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۱ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : لاله | نظرات ()

  • گلوله
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات