پرسید به خاطر کی زنده هستی؟

 با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"

 بهش گفتم به خاطر هیچ کس.

پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟

 با اینکه میخواستم فریاد بزنم "دلم "

با یک بغض غمگین گفتم "به خاطر هیچ."

ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟

در حالیکه اشک تو چشمانش جمع شده بود,

گفت" به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است."



تاريخ : دوشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۱ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : لاله | نظرات ()

  • گلوله
  • قالب پرشین بلاگ
  • ضایعات