سنگینی نگاه

شراب هم به مستی ام حسادت میکند،

آنگاه که خمار یک لحظه دیدن تو میشوم.

*

*

*
باور کن خیلی حرف است، وفادار دستهایی باشی که

حتی یکبار هم لمسشان نکرده ای.

*

*

*
شبها خوابم نمیبرد از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبم.

بی انصاف محکم زدی جایش مانده است.

*

*

*
گاهی وقتها دلم سنگینی نگاهت را میخواهد

که زل بزنی بهم و من به روی خودم نیاورم.

/ 3 نظر / 11 بازدید
کودک

کودک درون من زنده استف و دلش سنگینی نگاه میخواد.

رها ماهان

لاله جونم خیلی قشنگن دوتا پستت اجازه میدی منم ازشون تو وبم استفاده کنم ... البته اگه از ته دلت راضی باشی قشنگم ممنونتم و دوست دارم [ماچ][بغل][ماچ]

حمید

سلام؛آرزو می کنم فرو افتادن هر برگ پاییزی آمینی باشد برای آرزوهای قشنگت !